a valueable life
a valueable life

 اصغر فرهادی گفت: : «ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند و گمان دارم خوشحالند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحالند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.»

تصاویر مربوط:

پنج شنبه 4 اسفند 1390, :: 16:50 ::  نويسنده : shahin movazaf
من خدایم که همه کوی مرا می جویند 
همه ذرات فلک حمد مرا می گویند
من خدایم که همه نام مرا می پویند
همه جانها به ید قدرت من می رویند
همه چیز و همه کس در همه جا مال من است 
دل هر جامد وجنبنده به دنبال من است 
در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان 
نه شبی بود نه روزی و نه چرخی نه جهان
نه پری بود نه حبریل و نه دوزخ نه جنان 
دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود
ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را 
من به عشق رخ او ساخته ام طه را 
او به من گفت بسازم علی اعلی را 
جبرئیل و پری و آدم و پس حوا را 
ز ازل تا به ابد هر که و هر کس مستند 
 
همه مدیون رخ فاطمه من هستند 
به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست 
فاطمه چون من تنها به دو عالم تنهاست 
از میان همه آثار که از من برپاست 
همه دار و ندارم گل روی زهراست
 
دو شنبه 1 اسفند 1390, :: 22:35 ::  نويسنده : shahin movazaf

 از دور به این تصویر نگاه کن تا خودتونو ببینید.....



ادامه مطلب ...
دو شنبه 1 اسفند 1390, :: 19:33 ::  نويسنده : shahin movazaf

 خدا: بنده ي من نماز شب بخوان رکعو آن يازده ت است.

بنده: خدايا ! خسته ام! نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا ! خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم…
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا ! امروز خيلي خسته ام! آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم
بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد
خدا: ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح 
نمانده او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت 
قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد…شايد توبه کرد…
بنده ي من تو به هنگامي که به نماز مي ايستي من آنچنان گوش فرا ميدهم
که انگار همين يک بنده را دارم و توچنان غافلي که گويا صد ها خدا داري..
خداجون این بنده ی حقیرت روبخاطرتموم بدی هاش ببخش،آخه من به جزتوهیچ کس روندارم...
 
شنبه 29 بهمن 1390, :: 20:27 ::  نويسنده : shahin movazaf

خدایا خداجونم 
دلگیرم دلگیرم دل شکستم شکستم
مجبورم مجبورم درد دلم زیاد تو خواستی بشکنم تو گفتی تو خواستی 
تا کی درد کشیدن تا کی توان ندارم توانی نمانده راضی می شی بگم کم آوردم چطوری دلت میاد
کم آوردم ببر خلاصم کن ببر شکستن بس توانی ندارم ... تابه کی حسرت و آه
تا کی بغض توی گلوم نگه دارم می بینی کجا آوردیم آره چطور دلت اومد روحیه هستیت کی با اینجا جور در میاد 
خدایی چطوری دلت اومد یعنی درد بس نیست چی باید بگم بگو همون بگم 
بگم چی تو یادم بده .. به چی باید قسم بخورم که کم آوردم هان 
تو میفهمی چی دارم میگم پس ببر .خلاصم کن ببر تا کی هر شب سر زمین بذارم به این امید که روز پر درد دیگه ای شروع نشه
ولی باز روزی دیگر و دردی دیگر بس 
من ببخش خیلی بدم خیلی بدم .. من ببخش بهترینم باز گله و شکایتم برات اوردم ولی خودت میدونی 
جایی به جز آغوش خودت ندارم 

خدایا بگیر ازمن هرچه که تو مرا از من میگیرد

جمعه 28 بهمن 1390, :: 13:55 ::  نويسنده : shahin movazaf
چهار شنبه 26 بهمن 1390, :: 17:58 ::  نويسنده : shahin movazaf

 این دو قلو ها 111 سالشون هست

 



ادامه مطلب ...
دو شنبه 24 بهمن 1390, :: 21:36 ::  نويسنده : shahin movazaf

زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی ،اگه آشنا بمونی یا مثه غریبه ها شی، حتی وقتی واژه ی عشق با خیانت هم نفس شه!! یا اگه تموم دنیا باسه پرامون قفس شه، نه خزون نه بهار انگاری روزگار تورو ازدل من می رنجوند! اینکه تو هر نفس می گذشتی ازم، قلبم میلرزوند! 
آخرین لحظه ها یاد تو از پاهام قدرت رفتن میگیره زندگی جاری بی حضورت ولی شکل یه راه تیره!!!

دو شنبه 24 بهمن 1390, :: 20:52 ::  نويسنده : shahin movazaf

 آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه ... خدا یادش نمیره ، ولی تو یادت میره چیزی که امروز داری ، آرزوی دیروزت بوده !

 

دو شنبه 24 بهمن 1390, :: 20:46 ::  نويسنده : shahin movazaf

 رو به آسمان کن و برای قدرتمند شدن خود دعا کن... اگر چیزی را از ته دل بخواهید نیروی دستیابی به آن را پیدا خواهید کرد... آنچه باعث شکست یا موفقیت شما در عرصه زندگی میشود، عملکردتان است نه بخت و اقبال...

 

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان a valueable life و آدرس farway.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:


نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 15
بازدید هفته : 53
بازدید ماه : 190
بازدید کل : 2159
تعداد مطالب : 25
تعداد نظرات : 33
تعداد آنلاین : 4